سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
201
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اين فرمول جز از نظر مقايسهاى كه مىتوان بين آن و يك فرمول رايج در اواخر دورهء صفويه به عمل آورد ارزش چندانى ندارد . نكتهء قابل توجه ديگرى كه در آن به چشم مىخورد و اتفاقا اهميت خيلى زيادى هم دارد اينست كه مىبينيم در آن نيز از ترياك استفاده شده است و اين همان روشى است كه ابداع آن به ماسويهء صغير كه در قرن پنجم زندگى مىكرد نسبت داده شده است و هم اوست كه استفاده از اسفنج بيهوشى را پيشنهاد كرده است . وقتى به بررسى نوشتههاى دوره صفويه مىپردازيم مىبينيم كه لغت عربى تنويم ديگر مورد استفاده قرار نمىگيرد اما لغت مخدر كماكان به كار برده مىشود . در طى سالهاى مزبور به تدريج كلمه بيهوش كردن جانشين لغات و كلمات ديگرى كه به اين منظور به كار برده مىشدند مىگردد . بايد يادآور شد كه در آن ايام از لغت مخدر كماكان همان مفهومى كه در دورهء ابن سينا داشت استنباط مىگرديد . در شاهنامهء فردوسى نيز گفته شده است كه داروى بيهوش كنندهاى با شراب مخلوط و به خورد رودابه داده شد . بهاء الدوله هم در كتاب خود بارها از قرص بيهوشكنندهاى به نام « حب الشفا » نام برده و قيد كرده است كه آن را به صورت معجون نيز مىتوان درست كرد . او توضيح مىدهد كه اين قرص از زنجبيل ، تاتوره و ريوند درست مىشود . بنا به نوشتههاى كتاب خرقه خانم « 21 » كه در دورهء صفويه تاليف و به نام شاه سليمان گرديده است به نقل از كتاب رسالهء در صرف شراب تاليف قاضى بن كاشف الدين داروهاى بيهوشى مىتوانند به صورت مايع ، قرص و يا استنشاقى باشند . طرز تهيه يك نوع استنشاقى آن مستلزم انجام يك سرى كارهاى بغرنج بود كه در آن ايام يك كار معمولى و رايج به شمار مىآمد : گوشت گوسفند را كه دنبه نداشته باشد شرحه كرده ميان شرحها را بذر البنج كوفته پر سازند و در كوزهء سفالين كرده زير سرگين اسب دفن نمايند تا كرمى از او حاصل آيد پس كرمها را در شيشه كنند و بگذارند تا خشك شود در هنگام استعمال دو جزء او را و يك جزء افيون سائيده در بينى شخص كه خواهند بدمند . در كتاب تحفة المومنين « 22 » دستور كاملا مشابهى به چشم مىخورد و به اين ترتيب يا بايد گفت كه روش مزبور يك روش رايج در دورهء صفوى بوده و يا اين كه هر دو نفر مطالب خود را از ماخذ واحد و قديمىتر ديگرى گرفتهاند . حكيم محمد طرز ساختن پنج نوع داروى بيهوشى را به نحوى مبهم و رمزگونه شرح داده است . و يكى از آنها كه اظهار مىدارد فرمولش فوق العاده سرى است و از بغداد ربوده شده و به اصفهان آورده شده است به اين صورت مىباشد :
--> ( 21 ) - كتاب خرقه خانم در علم طب نوشته قلى خان شاملو ( مترجم ) ( 22 ) - اين كتاب توسط مير محمد زمان تنكابنى و پسرش محمد مومن حسين ( معروف به طبيب مومنان ) در سال 1669 نوشته شده به نام شاه سليمان صفوى گرديده است ( مترجم )